Thursday, January 13, 2011

آغاز سال 2011 ایران زیر سپهر مرگ
در روزهای آغازین سال 2011 مرگی سنگین و ساکت، بال های سیاه اش را بر سپهر ماتم زده ایران گسترانیده است . ه
از چهار گوشه این وطن اسیر جز خبر مرگ، آهنگی شنیده نمی شود و سنفونی مردگان شبانه روز از صدا و سیمای ملی تا بلندگوهای مساجد ، گوش ها را پر کرده است . ه
آلودگی مرگ آور هوای تهران، دیگر از بحران و هشدار گذشته و هر آن کسی که توانسته از اعدام و زندان و تصادفات جاده ای ، جان سالم بدر ببرد را به قبرستان چند طبقه بهشت زهرا فرا می خواند . ه
هر چند حذف یارانه های کذائی هم قیمت قبر را به 2 تا 5 ملیون تومان رسانده است. به راستی نمی دانم بخندم یا گریه کنم . در مسابقه جهانی زیست و زندگی اگر به جائی نرسیدیم در عوض ایران کشور اول مرگ در سوانح رانندگی می شود . سالانه 30 تا 40 هزار مرگ دل خراش در جاده های ایران ثبت می شود . این در شرایطی است که جمهوری اسلامی ایران توانسته با افتخار ، مقام اول اعدام را از آن خود کند . ه
بی گمان پس از جمهوری اسلامی نیز نسل پس از نسل، در ترس و خوف و مرگ و طناب دار زندگی خواهد کرد ، همچنان که مردم آلمان پس از دولت فاشیست های نازی زندگی کردند . ه
ذغال سنگ بسی بیشتر از جان معدن چیان ارزش دارد ، بطوری که اگر این بخت برگشتگان برای لقمه ای نان در اعماق 600 متری زنده بگور شدند ، تنها مرثیه مرگ می توان خواند چون در این کار به حد کافی مهارت داریم . ه
با این حال نمی توان از محیط زیست که قرار است نسل آینده ایرانی در آن زندگی کند چیزی نگفت . ه
آلودگی حاد محیط زیست در حقیقت درد بی درمان ماست . دریاچه ها و تالاب های کشورمان دارند خشک می شوند . در جنوب صنایع آلاینده پتروشیمی ماهشهر و در شمال کشور جنگل تراشی بی امان و آتش سوزی های مکّرّر و گسترده ، چنان دمار از محیط زیست ایران در آورده اند که با این روند ، در آینده نه چندان دور ، نه از تاک نشانی خواهد ماند نه از تاک نشان . ه

Monday, January 03, 2011

آتش آن است که در خرمن علوم انسانی فتاد
خبر در حد خود دردناک بود. "نشر نی " هم تعطیل شد تا در کنار ده ها انتشارات بزرگ و کوچک کتاب ایران، کلکسیون اخراج اساتید دانشگاه و انحلال علوم انسانی و تعطیلی کتاب فروشی های با سابقه و بنام را کامل کند. ه
نشر نی بنا به گزارش مشرق نیوز، ناشر نویسندگانی بود که در بین تحصیل کرده گان و نخبگان ادبی و فرهنگی، به شبهه روشنفکر و دگراندیش شهرت دارند. بیش از این انتشارات و کتاب فروشی های دیگری به دلیل مشکلات اقتصادی ، حذف سوبسید کاغذ و بهای زیاد ملزومات دستگاه های چاپ در بازار آزاد ، مجبور به تعطیل کردن کسب و کار فرهنگی خود شده بودند . ه
راستی علم خوب است یا ثروت ؟
اما این آتش است که حکومت ولایت فقیه بر خرمن دانش و دانشمندان ایران زمین زده و هرآنچه را در تفکر اسلام طالبانی شان نگنجد ، اگر کتاب است باید خمیر شود و اگر انسان است از دانشگاه و مجامع علمی اخراج گردد چون در ولائی مورد نظر نیست . ه
دوازده رشته علوم انسانی در دانشگاه ها تعطیل می شوند چون به تحقیق و پژوهش دانشگاهی در سپهر ایران اسلام زده نیازی نیست. ه
آسمان ولایت مقلد می خواهد نه محقق . بارگاه ولایت به ثناگویان و قاریان و مداحان نیازمند است نه به تحقیق و تفحص علوم اجتماعی و روان شناسی ! به همین علت این قدر به دکتر بشیریه و شفیعی کدکنی فشار می آورند تا جلای وطن عزیز خود کنند و به آمریکا بگریزند . این گونه هرچند دانشکاه های ما از اساتید مبرز خالی می شود اما جا برای استادان بسیجی بهتر باز می شود . ه
امروز چهار شنبه 15 دیماه ، یک استاد دیگر جامعه شناسی از کار و تدریس دانشگاهی ، کنار نهاده شد . دکتر عباس توسلی از دانشگاه آزاد اخراج شد. ایشان در سال 1386 به بهانه های سیاسی از دانشگاه تهران اخراج شده بود . ه
راستی این گونه اخبار ناگوار و ضد فرهنگی را با چه عنوانی باید در تاریخ ایران نگاشت ؟
مگر تاریخ ،کتاب سوزان اس اس های هیتلری را در مقابل دانشگاه " هومبلت " در شهر برلین را از یاد برد ، که فاجعه فرهنگی در حال تکوین در جمهوری اسلامی را از یاد ببرد ؟ نام آقای خامنه ای در این فاجعه نیز ثبت می ماند . ه